شک نیست که سیاراتی با شرایط زمین ما از نظر اتمسفر،نیروی جاذبه و خصوصیات سطحی و حتی شاید جاندارانی مشابه باید وجود داشته باشد.ولی آیا برای این که سیاره ای مسکون باشد باید دارای شرایطی مشابه زمین باشد؟آیا زندگی بدون آب و اکسیژن میسر است؟چرا نه؟

در روی همین زمین خودمان کیفیاتی از حیات وجود دارد که از اکسیژن کاملا بی نیاز است و اکسیژن برای بعضی از آن ها حکم ماده ی سمی را دارد مانند باکتری های آن آیروبیک.چرا نباید نوعی عالی تراز زندگی بدون نیاز به اکسیژن نیز وجود نداشته باشد؟

در پرتو و فشار بررسی های جدید علم و افق های متنوع گشوده شده بر روی انسان، ما الزاما باید نیرو و تصور ذهنی خود را،هم سطح پیشرفت دانش ها وسعت دهیم.بررسی های علمی تا همین دیروز کره ی زمین را کره ای ایده آل می دانست و هم خود را صرف اثبات این قضیه می کرد ((بله کره ای است نه گرم و نه سرد، آب فراوان دارد و اکسیژن آن نیز همچنین)).پروسه های ارگانیک مدام به طبیعت نیروی تازه بخشیده، از فرسودگی های آن ممانعت می کند.ولی در حقیقت این که زندگی تنها روی کره ای مشابه زمین قابل پیدایش و رشد باشد مردود است.

در حدود 2 میلیون موجودات مختلف روی سطح زمین زندگی می کنند.از این موجودات در حدود 2/1 میلیون از نظر علمی شناخته شده اند و هنوز چندین هزار نوع آن طبق اندیشه های روتین علم نمی بایست وجود و زندگی داشته باشند.بنابراین مختصات زندگی و شرایط آن باید مجددا بررسی و مورد مطالعه قرار گیرد.فی المثل امروز در راکتورهای اتمی،ما شاهد زندگی معمولی باکتری هایی هستیم که در این کانون های شدید تشعشعی به سر می برند در حالی که از نظر تئوری باید این مراکز تشعشعی کاملا از وجود هر گونه باکتری عاری باشد.این باکتری ها به آسانی خود را با محیط تشعشعی راکتور های اتمی مطابقت داده و به زیست خود ادامه می دهند.دکتر زیگل(ستاره شناس روس) در لابراتور،اتمسفری مشابه اتمسفر سیاره ی مشتری به وجود آورد و در همین شرایط توانست موجودان ذره بینی و کرم های ریز را نگه داری کند بی آن که گاز آمونیاک و متان و هیدروژن به آنها آسیب بزند.آزمایش های انجام شده توسط هینتون و بلوم (دو حشره شناس) در دانشگاه برستول باز نتایج مشابهی داده است.این دو دانشمند یک نوع پشه ی ریز را به مدت چند ساعت در صد درجه حرارت  و سپس در معرض تشعشع شدید قرار داده(تشعشع رادیو اکتیو) و دوباره آن ها را  زنده کرده اند.در تولید مثل و فعالیت فیزیولوژیکی این حیوانات هیچ گونه تغییری پدید نیامده است.خوکچه ی هندی را در هلیوم مایع که درجه ی سرمای آن برابر درجه ی سرمای فضاست وارد کردند.امروزه باکتری هایی وجود دارد که در کانون های آتشفشانی زندگی می کنند.پاره ای از این باکتری ها سنگ ها را خورده و آهن تولید می کنند.

سیلی از سوال های گوناگون در برابر ما قرار می گیرد.آزمایش های فراوان و همه جانبه در لابراتور و طبیعت به ما این اصل را گوشزد می کند که ابعاد زندگی و حیات تنها محدود به آن چه روی زمین است نمی باشد.دنیا قرن ها با قوانین حاکم بر روی زمین آشنا شده و به ما چنان جمود فکری بخشیده است که حتی دانشمندان را هم با دیدن خیلی مسایل به رد کردن از کنار آن ها واداشته است.تایلور دو چاردن که یک از اندیشمندان دوران محسوب می شود معتقد است که در کیهان تنها برداشت های مبتنی بر تخیل و خارج از مالوف می تواند جنبه ی عملی به خود گیرد.اگر نحوه ی اندیشه تغییر کند و فرم آن با حقایق علمی روز مطابقت کند قبول خواهیم کرد که موجودان باهوش در سایر کرات به عنوان یک اصل قطعی باید وجود داشته باشند.اگر موجوداتی فعلا در سایر کرات در 150 تا 200 درجه زیر صفر زندگی کنند -که از نظر ما با حیات مغایرت دارد- برای آنان تصور می شود که این درجه حرارت برای زندگی موجودات دیگر در سایر کرات نیز لازم و ضروری است و این موضوع کاملا منطقی است و ما با استفاده از این منطق در روشن کردن گذشته ی خود خواهیم کوشید و در این مورد مدیون شرافت ذاتی خود هستیم که می خواهیم منطقی و عینی باشیم.

عمر جهان هستی در حدود 8 تا 12 میلیارد سال تخمین زده می شود.در سنگ های آسمانی و در زیر میکروسکوپ ذرات مواد ارگانیک و مواد پروتئین دیده شده! باکتری هایی مربوط به میلیونها سال پیش دوباره زنده می شوند.

ما که نمونه ی خلقت و آفرینش هستیم 400 هزار سال طول کشیده تا به قد و قامت امروزی خود رسیده ایم.چه کسی می تواند دلایل ارزنده و محکمی بر این که در سایر سیارات شرایط مناسب برای پیدایش موجودات هوشمند دیگر و یا مشابه ما نمی تواند وجود داشته باشد ارائه دهد؟ امروز زمانی فرا رسیده که ما به کوچکی خود پی ببریم و اکتشافاتی از جهان بی کران مجهول به عمل آوریم.در آن هنگام پی خواهیم برد که ما پشیزی حقیر در این جهان هستی بیش نیستیم.

بنابراین آینده ی کارهای ما جولانگاه وسیع کیهان است که خدای بزرگ گفته است باید باشد و تا ما نتوانیم آینده را خوب وارسی کنیم، نخواهیم توانست گذشته مان را با شهامت و شجاعت کافی مورد بررسی قرار دهیم.

/ 1 نظر / 8 بازدید
آراد

((الف)) یعنی که ما آزادگانیم به فرمان اهورا بندگانیم و((ی)) یعنی که ما یزدان پرستیم به جام رحمت حق مست مستیم و((ر)) یعنی که رندانی غیوریم به دنیا مردمانی پر غروریم ((الف)) یعنی اگر امروز هستیم به جز ایران به خاکی دل نبستیم و((ن)) نامی بلند و ماندگار است که ایران معنی این یادگار است. پاینده ایران