«مسخ» در لغت به معنای تبدیل شدن از صورتی به صورت زشت تر است[1] اما در قرآن و معارف اسلامی به نوعی عذاب گفته می شود که خداوند به طور معجزه در مورد عده ای از مردم و امت های پیشین اعمال کرده است و آثار معجزه مانند تنبیه مردم، عبرت گرفتن و دیدن عاقبت سوء گناهکاران از آن حاصل می شود.[2]

پاسخ سوال های زیر مطلب را روشن تر خواهد کرد:

1. مسخ چیست و کیفیت آن چگونه است؟

تبدیل صورت انسانی به صورت حیوانی را مسخ گویند و کیفیت آن به این صورت است که انسان ها در اثر تکرار عملی، صورتی از صور ملکات را کسب می کنند؛[3] یعنی بر اثر کارهای نیک و مخلصانه، انسان به سمت نفس ملکوتی حرکت می کند و بر عکس با انجام کارهای زشت و ناپسند، به سوی ملکه ی آن کار ناپسند حرکت می کند. در بسیاری از روایات اخلاقی، عصبانیت به آتش تشبیه شده است[4] و یا در قرآن مجید، حقیقت خوردن مال یتیم به آتش تعبیر شده است.[5] اینها مجاز و استعاره نیست، بلکه حقیقت این گناهان است که توسط کتاب صادق و پیامبران راستگو بیان شده است.

در نتیجه اگر کسی در گناه غوطه ور شود، حقیقت این گناهان می تواند به صورت ملکه ای در نفس او درآید که حتی با آن ملکه در روز قیامت محشور شود. از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: «کسانی که خدا و رسولش را تکذیب کنند، در روز قیامت به صورت میمون و خوک از قبرهای­شان بلند شده و محشور می شوند.»[6]«از طرفِی هیچ دلیلی نداریم که نفسانیات و صورت های نفسانی، همان طور که در آخرت مجسم می شوند در دنیا نیز از باطن به ظاهر درنیامده و مجسم نشوند».[7]«در مسئله ی مسخ، انسان تبدیل به حیوان نمی شود بلکه بر روی صورت انسانی، صورت حیوانی قرار می گیرد، پس مسخ شده، انسان مسخ شده است نه مسخ شده ای فاقد انسانیت.»[8]

این مطلب را دلایل دیگر نیز تأیید می کند، زیرا همان طور که گفته شد مسخ برای عذاب کردن عده ای گنه کار است.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «خداوند، امت هایی را به خاطر سرپیچی از اوصیا و امامان بعد از انبیا مسخ کرد»[9]،پس اگر قرار است عذاب الهی شامل آن ها شود، باید انسانیت خود را درک کرده و صورتی از حیوانیت بر آنها تسلط یابد و وقتی عذاب در این باره صدق می کند که متوجه شوند انسان هستند ولی به صورت خوک یا میمون در آمده اند.

در این باره از امام رضا (ع) روایت شده است: «خداوند انسان های مسخ شده را عبرت و پندی برای مردم قرارداد و دلیل بر اینکه کسانی هستند که در صورت خلقی شان تبدیلی ایجاد شده است، و در این مسخ شباهتی از انسان قرار داد تا فهمیده شود این ها انسان های مورد غضب اویند»[10]؛ یعنی هم خودشان می فهمند که انسانند و هم دیگران آنها را می شناسند و این مسخ بر صورت انسانی آنها تسلط پیدا کرده است.

در روایتی از امام زین العابدین (ع) چنین آمده است: «بعد از گناهی که یهودیان در روز شنبه کردند و از دستور خداوند مبنی بر ممنوعیت صید ماهی در روز شنبه سرپیچی کردند، خداوند آنها را به صورت میمون هایی درآورد: "محققاً دانسته اید جماعتی از شما را که عصیان ورزیدند و حرمت شنبه را نگاه نداشتند، گفتیم بوزینه شوید دور از قرب حق"[11]، عده ای از مؤمنان که در شهرهای مجاور بودند برای دیدن آنها آمدند. عده ای از آنها که قبلاً این گناه­کاران را می شناختند بعد از دیدن چهره عوض شده ی آنها، دوباره آنها را می شناختند و می گفتند: تو فلانی پسر فلانی نیستی، آن میمون هم با اشک ریزان و با حرکت سر خود جواب می داد که بله.»[12]

2. آیا مسخ انواعی دارد؟

اکثر مفسرین، مسخی را که در قرآن در مورد بوزینه و خوک شدن افراد آمده است، مسخ حقیقی می دانند؛ یعنی شخص واقعاً به صورت میمون و خوک درآمده است، اما در این میان عده ی بسیار کمی از مفسران اهل سنت مانند شیخ محمد عبده و دیگران این نوع مسخ را، مسخ در طبع می دانند، مثل این آیه ی قرآن که می فرماید: «کمثل الحمار یحمل اسفارا»، که فرد مورد خطاب به صورت حمار درنیامده ولی چنین طبیعتی دارد و برتر از آن نیست.[13]

3. آیا انسان هایی که مسخ شدند، در همان صورت مسخ شده نیز تولید مثل داشته و تا امروز باقی هستند؟

جواب این سؤال از عهده ی علوم تجربی و ژنتیک خارج است و اصولاً این علوم، توانایی اثبات مسائلی از این قبیل را ندارند. زیرا اگر انسان های مسخ شده باقی مانده باشند به صورت میمونی شبیه دیگر میمون ها هستند و اگر هم اختلافاتی در بعضی از میمون ها با دیگر هم جنس های شان ثابت شود دلیلی بر ادامه نسل مسخ شدگان نیست.

اما در روایات اهل بیت (ع) به این موضوع اشاره شده است؛ امام علی بن الحسین(ع) می فرمایند: «مسخ شدگان تا سه روز زنده بودند،سپس خداوند باران و بادی فرستاد و همه را به دریا انداخت، هیچ مسخ شده­ای بعد از سه روز زنده نمانده است و این حیواناتی که اکنون به شکل آنها می بینید، فقط شبیه آنانند نه آنکه خود آنان و یا از نسل آنان باشند.»[14]و اگر در بعضی از روایات علت حرمت گوشت سگ و خوک و میمون را مسخ شدن آنها نام می برد، منظورش این نیست که از نسل آنان اند، بلکه «به خاطر مضراتی که گوشت آنان دارد و به خاطر تعظیم عقوبت خداوند بر عده ای که به این شکل در آمده اند می باشد تا مردم با این گونه حیوانات انس نگیرند و عذاب الهی را سبک نشمارند.»[15]

 

[1] المنجد، ماده «مسخ».

[2] برای آگاهی بیشتر، نک: ترجمه ی المیزان، ج 1، ص 310 به بعد.

[3] المیزان، ج 1، ص 311.

[4] معراج السعادة، فصل در مذمت غضب، ص 172.

[5] نساء، 10.

[6] سفینة البحار، ج 4، ص 377.

[7] المیزان، ج 1، ص 311.

[8] همان.

[9] سفینة البحار، ج 4، ص 376.

[10] تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 86.

[11]«و لقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قردة خاسئین»، بقره، 65.

[12] تفسیر صافی، ملامحسن فیض، ج 1، ص 620.

[13] تفسیر کاشف، محمد جواد مغینه، ج 1، ص 121.

[14] تفسیر صافی،همان.

[15] سفینة البحار، ج 4، ص 375.

 منبع: www.beytoote.ir

/ 1 نظر / 13 بازدید
پیام قانون

« به نام آن كه جان را فكرت آموخت » چندين سده است كه بيگانگان داراي توانايي و تمدن، همواره كوشيده اند تا از راه بستن جويباران فراگير دانش به روي ايرانيان، به استعمار ميهن ما بپردازند. فرايند ( نتيجه) اين تلاش، اكنون تهيدستي ويرانگري است كه دامن بيشينه خانواده هاي ايراني را فرا گرفته است. اين جنايت پنهان آن زمان امكان يافت كه گروه اندك مزدوران براي آباداني خود، كشوري (ايران) را ويران كردند. با همه اين نابساماني ها، فرهنگ خوش بنياد و ادب كهن تبار ايران زمين، تاكنون توانسته است از هويت ملي ما ايرانيان پاسداري كند. ولي سالياني است كه استعمار روس و انگليس به همراه، همراهي هاي پشت پرده با آمريكا مي كوشند تا با تخريب و نابودي هويت ملي، راه چپاول سرمايه هاي ما ـ به ويژه نفت ـ را هموارتر و آسانتر كنند. به همين انگيزه و با هدف پاسداري از هويت ملي ما ايرانيان و آشنايي روز افزون جوانان جوياي ايران و دانش با آموزه هاي پاسدار هويت ملي، تارنماي (وب) « بر شاخسار سخن » هر هفته يك مطلب، در يكي از سه زمينه فرهنگ ،ادب و تاريخ سياسي ايران معاصر به رشته نگارش مي دهد. خواهشمند است ضمن مطالعه پيوسته آن، خوانش